متن آهنگ مداومت رگ بند
Lyrics Music Rag Band Modavemat
ترانه و شعر آهنگ مداومت رگ بند
من از درمانده ی انسان تلخ نسل غم
بشر همه ی دوران به درد آمده ام
من از خاکسترى آسمان آبى
میان خیمه و پرده و چادر به درد آمده ام
من از جدایى و دلهره و تنهایى و درد
میان سکوت این شهر به تنگ آمده ام
من از عقیم ماندن قرن ها امید و صبر و اشک
نسل هاى خفته در خاک به خشم آمده ام
من از بکارت چشم و گوش و عقل و قلب ما
بشر همه ی دوران ها به درد آمده ام
من از جدایى و دلهره و تنهایى و درد
میان سکوت این شهر به تنگ آمده ام
من به خشم آمده ام
تکست آهنگ مداومت رگ بند
من از خاموشى چشمان آن کودکى که آخرین
خاطره اش سوت بمب بود به درد آمده ام
من از جدایى و دلهره و تنهایى و درد
میان سکوت این شهر به تنگ آمده ام
من از وارونگى حقیقت حال و رویا
در قلب زمانه ام به درد آمده ام
من به خشم آمده ام
**
نظر خود را بنویسید