متن آهنگ جان دلم پوریا اصلانی
Lyrics Music Pourya Aslani Jane Delam
ترانه و شعر آهنگ جان دلم پوریا اصلانی
برگشتی شاد شدم خانه آباد شدم
من سکوتی بودم با تو فریاد شدم
تا سلامم کردی از خود آزاد شدم
چشم تو دریا بود غرق امواج شدم
بی تاب ترین حالت دنیا به سر آمد
این گونه که از آمدن تو خبر آمد
این گونه که دلدار دلم از سفر آمد
جان دلم گفتمت با دل پیمانه کرد
گرمی دستان تو این دلو دیوانه کرد
عشق تو بار دگر در دل من خانه کرد
دست نوازشگرت زلف مرا شانه کرد
تکست آهنگ جان دلم پوریا اصلانی
دل به دلدار رسید مژده از یار رسید
طرح چشمانت را ساده نقاش شدم
باز دنیا با من دست خوشبختی داد
تا نگاهت دیدم راز دل فاش شدم
بی تاب ترین حالت دنیا به سر آمد
این گونه که از آمدن تو خبر آمد
این گونه که دلدار دلم از سفر آمد
جان دلم گفتمت با دل پیمانه کرد
گرمی دستان تو این دلو دیوانه کرد
عشق تو بار دگر در دل من خانه کرد
دست نوازشگرت زلف مرا شانه کرد
**
نظر خود را بنویسید