متن آهنگ تقاص محمد مرادی
Lyric Music Mohammad Moradi Taghas

ترانه و شعر تقاص محمد مرادی
قسم به تارِ موی تو
بریده ام به جانِ تو
چه کرده ام که عاقبت
تقاصِ من
شد آهِ تو
هرکجا روم تو را درسینه میبیند دلم
این محال باشد که جز عشقِ تو آید در سرم
در به روی من نبند
از نفس افتاده ام
حتی با گریه دِگَر آرام نمیگیرد دلم
عشق زیبای من چیزی ازم باقی نمانده نمیایی
جان از جانم گرفتی
آخر چرا رحمی به این عاشق نداری
عشق زیبای من چیزی ازم باقی نمانده نمیایی
جان از جانم گرفتی
آخر چرا رحمی به این عاشق نداری
رحمی نداری
من؛ شاید تا ابد دِگَر نبینم صورتت را
باید عشق تو از این به بعد برهم زند آرامشم را
عشق زیبای من چیزی ازم باقی نمانده نمیایی
تکست آهنگ تقاص محمد مرادی
جان از جانم گرفتی
آخر چرا رحمی به این عاشق نداری
عشق زیبای من چیزی ازم باقی نمانده نمیایی
جان از جانم گرفتی
آخر چرا رحمی به این عاشق نداری
رحمی نداری
نظر خود را بنویسید