متن آهنگ پروا محمد معتمدی
Lyric Music Mohammad Motamedi Parva
ترانه و شعر آهنگ پروا محمد معتمدی
بر من همه درا بسته شد و از پا ننشستم
آمد سوی من سنگ از همه سو اما نشکستم
گفتند مرو قدری بنشین ره دور و دراز است
گفتند مگو گفتند مَبین اینها همه راز است
شادم که دلم راهی شد شادم که نماندم در خود
شادم که شنیدم دیدم جنگیدم
حاشا که شوم سرگردان یک آن شکنم این پیمان
حاشا که ببیند دنیا تردیدم
من بالم را که شبی در طوفان گم شد
آوازم را که میان باران گم شد پیدا کردم پیدا کردم
دادم دل را به صدایی پنهان در جان
من بی پروا سوی رویایی بی پایان پروا کردم پروا کردم
تکست آهنگ پروا محمد معتمدی
همه عالم اگر به تو گفته دگر نَبُود زمانه ی عشق
دل من تو بمان تو بمان و بخوان به جهان ترانه ی عشق
من بالم را که شبی در طوفان گم شد
آوازم را که میان باران گم شد پیدا کردم پیدا کردم
دادم دل را به صدایی پنهان در جان
من بی پروا سوی رویایی بی پایان پروا کردم پروا کردم
**
نظر خود را بنویسید