متن آهنگ تجربه هرماس
yric Music Hermas Tajrobe
ترانه آهنگ تجربه هرماس
تنها رفتم و تنها رسیدم
خودم و گرفتم به دندون کشیدم
ولی منت هیچ کس و نکشیدم
تو اتاق خودم واسه خودم گور کندم
رپ کردم و تنهایی جون کندم
از تفریح و رفیق دل کندم
کار کردم و پولش و جور کردم
اگه بالا بودم فاضه عقاب نداشتم
هیچ وقت روی صورتم نقاب نزاشتم
دل هیچکس سایزه دلم نبود
هیچکس و جز خدا همراه نداشتم
یه جایی بین اول و آخر
اونجا که حتی شک داره داور
درگیره بین دروغ باور
نه میشه گفت با خدا نه میشه گفت کافر
مثل یه درخت که برگاش سبزه
ولی خیلی وقته زخمیه ساقم
یه نفس چاق از یه گلوی لاغر
یه جایی بین زمزمه و دادم
چیزی و فراموش نکردم فقط هرچی فکر میکنم نمیاد یادم
من همون صدای هو هوی بادم
نه میشه گفت غمگین نه میشه گفت شادم
توی زندان آزادی همه چیم و دادم
توهم سنگینیه بیداری و خوابم
نه معشوق عشق و
نه عاشق نفرت
یه نقطه کور بین آگاهی و غفلت
یه های گرم روی سرمای دست
یه نقاش خوب که میکشه خفت
مات دنیا و آدماش موندم
جسمم فایده نداشت زدن به روحم
میخندی به چیزی که فهمش و نداری
پرواز وهمه چون بالشو نداری
دیگه نمیخوام بشم از خودم فراری
تو اصلا قدرت درکش و نداری
پیش هرکی رفتم بهم دست رد زد خشم به قلم دستم و مغز ردم
تنها موندن شد مصلحتم
حال نکردم بین همه دست به دست شم
عیب نداره یه جوری سر میکنم هر جور شده روزم و شب میکنم
رو به روم دوست و از پشت افعی شدن
باید ببینم روزی رو که کف میکنن
نظر خود را بنویسید