متن آهنگ حصار سپنتا مجتهدزاده
Lyrics Music Sepanta Mojtahedzadeh Hesar
ترانه و شعر آهنگ حصار سپنتا مجتهدزاده
بخوان که بگویم تو را بشنیدم من از تو نخواندم که راز تو را به دل بسپارم چو نغمه ی ساز
نه آن ته دنیا که بر سر کوی ات شبانه نشستم که عطر تو را دوباره ببویم به قصد نیاز
تو باغی و سبزی نهالی و آب به پشته حصارت منم بیخواب
منم که به بندم منم بیتاب تویی که رهایی مرا دریاب
تکست آهنگ حصار سپنتا مجتهدزاده
لبت چون بدوزند آزاد کیست کسی چون تو در شهر آزاد نیست
سیاه است و مرگ است فریاد نیست و لبخند اشکیست چون شاد نیست
چو لب نگشودم مرا تو ببخش سکوتو سرودم مرا تو ببخش
چو لب نگشودم مرا تو ببخش سکوتو سرودم مرا تو ببخش
بخوان که بگویم تو را بشنیدم من از تو نخواندم که راز تو را به دل بسپارم چو نغمه ی ساز
نه آن ته دنیا که بر سر کوی ات شبانه نشستم که عطر تو را دوباره ببویم به قصد نیاز
تو باغی و سبزی نهالی و آب به پشته حصارت منم بیخواب
منم که به بندم منم بیتاب تویی که رهایی مرا دریاب
**
سلام
آهنگ خیلی زیباییست. خصوصا شروعش. اما متن شعر یه جاهایی معنی گنگی داره.
اخرش میگه ی عمر دنبالتم .
شما نوشتی میام دنبالتم
نظر خود را بنویسید